تبليغاتX
خدایا تا پاکم نکردی خاکم نکن
تصـــــــوير تصادفي
منوي کاربري

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS

    ..............................

لينك دوستان
چت بامديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
طراح قالب
ساخت قالب وبلاگ.لوگو.تيتر فلش و...
Powered by:

blogfa.Com

آبی تر از آنیم که بیرنگ بمیر یم/از شیشه نبودیم که با سنگ بمیر یم/تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم/شایدکه خدا خواست که دلتنگ بمیر یم/

                   مطمئن باش برو

ضربه ات کاری بود دل من سخت شکست

و چه زشت به منو سادگی ام خندیدی

به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود

به من و قلب یتیمی که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود

تو برو برو تا راحت تر تکه های دل خود را ارام سر هم بند زنم

[+] نوشته شده توسط مهشید در 12:57 | |

              

به او بگویید دوستش دارم

به او که قلبش به وسعت دریایی است که قایق دل کوچک من در ان غرق شده است

به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نورو ترانه برد

و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبای باز کرد

به او بگویید دوستش دارم

به او که صدای پایش را میشنوم

به او که لحن کلامش را می شناسم

به او که عمق نگاهش را میفهمم

 به او که.....

به او بگویید دوستش دارم

به او که گل همیشه بهار من است

به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است

 و به او که عشق جاودانه من است...

[+] نوشته شده توسط مهشید در 12:24 | |

امدی چه زیبا

 

گفتم دوستت دارم چه عاشقانه

 

پذیرفتی چه فریبنده

 

اغوشم برایت باز شد چه ابلهانه با تو خوش بودم چه کودکانه

 

همه چیزم شدی چه زود

 

به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه نیازمندت شدم

 

چه حقیرانه

 

واژه غريب خداحافظي به ميان آمد چه بي رحمانه

 

و من سوختم چه بچه گانه اما هنوز هم دوستت دارم غريبه

 

براي تو که تنهايي هايم پر از ياد توست .....

               براي تو که قلبم منزلگه عشق توست .....   

   

[+] نوشته شده توسط مهشید در 9:44 | |

دوستت دارم  

 

خداحافظ برای تو چه آسان بود
ولی قلب من از این واژه لرزان بود

خداحافظ برای تو رهایی داشت
برای من غم تلخ جدایی داشت

خداحافظ طلوع من غروب من
خداحافظ تو ای محبوب خوب من

سلام تو طلوع پاک شبنم بود
غروب ظلمت تاریکی وغم بود

سلام تو شروع آشناییها
نوید مهربانی ها زمان همزبانیها

دریغ از قطره های اشک سوزانم که از بیداد تو بر رخ چکیده
خزان زندگی آمد دل افسرده بعد از تو بهاری را ندیده

خداحافظ
خداحافظ
خداحافظ

[+] نوشته شده توسط مهشید در 9:39 | |

 

 

 او را رها کردم

و چقدر سخت است عزیزترینت را رها کنی

اما من انقدر دوستش داشتم

که اورا رها می خواهم

رها از تمامی بندها و زنجیرها

هرچند که او هیچگاه در بند من گرفتار نبود

چرا که من خود اینگونه خواستم

هیچگاه بخاطر همیشه بودن با او

برای او بندی نساختم

اما او در بند خود گرفتار بود

ای کاش از خود رها شود

همان گونه که من با او از خود رهاشدم ......

 

 

                                       

[+] نوشته شده توسط مهشید در 9:37 | |

:: مطالب پيشين